گاه نهج البلاغه ی علی (ع) را ورق می زنم. خواندن خطبه ها کمی حوصله و دقت می خواهد ولی کلمات قصار، جملاتی کوتاه و با نکاتی جالب اند که از خواندنشان لذت می برم.
نقل این جملات از ایشان که به این ماه عزیز مربوط میشه ،خالی از لطف نیست:
"چه بسیار روزه داری که از روزه اش جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نبرد.و چه بسا نمازگزاری که از نمازش جز بیداری و رنج نصیبی حاصل نکند.خوشا خوابیدن زیرکان و خوشا افطار ایشان!"
فکر می کنید چقدر وصف حال ماست؟
این ماه،این روزها،این روزه ها،سحری ها ،افطار ها،همه یک طرف، لحظات و صدای اذان ها طرفی دیگر!شاید بگین از هول همون سحری و افطار باشه نه؟! ولی هر چی که هست شاید هم به خاطر همون انتظاریه که باهاش گره خورده ،به طرز عجیبی این نواها رو خواستنی و مسرّت بخش می کنه،البته این لذتی رو که ازش حرف می زنم فقط روزه دارا اونم کم و بیش می تونند درکش بکنند!
به نظرم تو مسیر سال،ماه رمضان به استراحتگاهی می مونه که مسافران خسته ی زندگی و یکنواختی رو برای استراحت روح و جان،تجدید توشه و نیرو،تفکر و تعمّق برای یافتن بهترین مسیرهای ادامه، به سمت خودش فرا می خونه!
خیلی ها این استراحت گاه رو نمی بینند، شاید چون خسته ی مسیر نیستند،شاید چون مسیرها رو بلدند،شاید چون عجولند و پر مشغله و از اونجا با طیّاره رد میشند،اصلا شاید چون اونجا دور نمای قدیمی داره خیلی ها رو نمی تونه جذب کنه!!؟
بهر حال هر چی که هست خود من خیلی وقتا تو راه سفر خسته و درمونده میشم شاید زیر سایه درختی بنشینم و به آسمون نگاه کنم و نفس آسوده ای بکشم.ولی همیشه اون استراحت گاه با آن صاحب مهربان و راه گشایش در ذهنم تصویری زیبا از یک پناهگاه آرام است.
به امید بهترین توفیق ها در مسیر صعب العبور زندگی
+ نوشته شده توسط مهناز در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت
22:43 |